قطار کرمان مسابقه استان یزد منطقه آزاد

قطار: کرمان مسابقه استان یزد منطقه آزاد سیستان وبلوچستان دوومیدانی مسابقات دوومیدانی دوومیدانی نونهالان پسر

گت بلاگز اخبار اجتماعی خون‌خواهی پدرِ روح‌الامینی، خاطره خون‌خواهی دخترِ تیمور‌تاش ، حکم حبس سعید مرتضوی

تردید نباید کرد که اگر پی گیری روح الامینی پدر و حفظ تعلق به نظام و ارتباطات در عین خون خواهی نبود چنین فرجامی شاید شاهد چنین فرجامی جهت پرونده کهریزک نبودیم.

خون‌خواهی پدرِ روح‌الامینی، خاطره خون‌خواهی دخترِ تیمور‌تاش ، حکم حبس سعید مرتضوی

حکم حبس سعید مرتضوی/ خون خواهی پدرِ روح الامینی، خاطره خون خواهی دخترِ تیمور تاش

عبارات مهم : ایران

تردید نباید کرد که اگر پی گیری روح الامینی پدر و حفظ تعلق به نظام و ارتباطات در عین خون خواهی نبود چنین فرجامی شاید شاهد چنین فرجامی جهت پرونده کهریزک نبودیم.

اعلام محکومیت قطعی سعید مرتضوی به اتهام «معاونت درقتل» محسن روح الامینی به دو سال حبس یک خبرعادی نیست و یک اتفاق قابل تأمل به حساب می آید.

خون‌خواهی پدرِ روح‌الامینی، خاطره خون‌خواهی دخترِ تیمور‌تاش ، حکم حبس سعید مرتضوی

هر چند بحث هایی درگرفته که آیا صرف عذرخواهی دادستان پیشین عمومی و انقلاب پایتخت کشور عزیزمان ایران از خانواده روح الامینی و یادکردن از فرزند جان باخته او در بازداشتگاه کهریزک با عنوان «شهید» جهت کم کردن حکم از 5 به 2 سال حبس ( با توجه به اتهام سنگین معاونت در قتل) کافی است یا این که دو جوان دیگر(جوادی و کامرانی فر) نیز اوضاع مشابه او داشتند و ولو شکایت خود را به هر علت بعد گرفته باشند از منظر حساسیت افکارعمومی انتظار پیگیری وجود داشته است.

جدای این ولی کافی است به یادآوریم که او همان قاضی مرتضوی است که ده ها نشریه و ده ها روزنامه نگار را تعطیل، محکوم، زندانی ، ناگزیر از خروج از کشور یا ترک حرفه کرد.

تردید نباید کرد که اگر پی گیری روح الامینی پدر و حفظ تعلق به نظام و ارتباطات در عین خون خواهی نبود چنین فرجامی شاید شاهد چنین فرجامی جهت پرونده کهریزک نبودیم.

به همین باعث بحث بر سر شدید یا خفیف بودن حکم را می توان موضوعی ثانوی و حقوقی و تخصصی دانست و در وهله نخست بر جنبه نمادین آن تأکید ورزید.

خاصه این که پیش از این معاون او – حیدری فرد – هم حکم حبس گرفته بود و اکنون دوران محکومیت خود در زندان را می گذراند و چنانچه مرتضوی هم به او بپیوندد به این معنی است که دو مقام ارشد سابق قضایی که وحشت به جان مراجعه کنندگان می انداختند با احکام قضایی روانه زندان شدند و می شوند و این اتفاق، بسا مهم تر از پنج یا دو سال حبس است.

انگیزه این نوشته ولی موضوعی دیگراست. این که تردید نباید کرد – ذره ای نباید تردید کرد – که بدون پی گیری و قانون گرایی و احساسات گریزی دکتر روح الامینی در خون خواهی پسراین اتفاق نمی افتاد.

شاید گفته شود «پدر» بود و نمی توانست از خون «پسر» بگذرد. آری؛ ولی مصاحبه پر سر و صدای اخیر حیدری فر – معاون مرتضوی- با روزنامه شرق را به یاد آوریم که در آن به صراحت می گوید: «آقای روح الامینی به خاطر نظام نباید پی گیر پرونده فرزندش می شد».

خون‌خواهی پدرِ روح‌الامینی، خاطره خون‌خواهی دخترِ تیمور‌تاش ، حکم حبس سعید مرتضوی

هنر روح الامینیِ پدر ( دکتر عبدالحسین روح لامینی ) ولی این بود که در عین مسؤولیت در نظام و ارتباطاتی با مقامات متفاوت در حوزه های حساس و خاص، پی گیر خون محسن شد – نه فقط به خاطر فرزندی که گویا هویت خود را فاش نکرده یا از سمَت های پدر نگفته بود – که تا محسن های دیگر به خون نیفتند و می توان حدس زد که در طول این هشت سال با چه دشواری ها و شاید تهدیداتی رو به رو بوده ولی هرگز پا بعد نکشید و به مجازات «عامل» بسنده نکرد و بر «آمر» اصرار ورزید.

درست است که وقایع تاریخی را در ظرف زمانی خاص خود باید ارزیابی کرد ولی از بیان پاره ای شباهت ها گریزی نیست و چون سیاست سختى ها و آسانى ها دارد یادآور می شویم در مَثُل مناقشه نیست و غرض یادآوری خون خواهی دختر تیمورتاش به بهانه خون خواهی پدر روح الامینی است و می دانیم از دو ساختار سیاسی و قضایی و دو بازه زمانی کاملا متفاوت صحبت می کنیم و دکتر احمدی به چند فقره قتل سیاسی مهم با آمپول هوا متهم بود و بعد از سقوط رضا شاه به دار آویخته شد و سعید مرتضوی به « معاونت در قتل» و دو سال حبس محکوم شده است است.

تردید نباید کرد که اگر پی گیری روح الامینی پدر و حفظ تعلق به نظام و ارتباطات در عین خون خواهی نبود چنین فرجامی شاید شاهد چنین فرجامی جهت پرونده کهریزک نبودیم.

با این حال یکی از نمونه های مشهور در تاریخ کشور عزیزمان ایران پی گیری های زن «ایران دخت تیمورتاش» جهت پیدا کردن «پزشک احمدی» قاتل پدر خود و مجازات اوست.

هم او که عبدالحسین تیمورتاش – وزیر دربار رضاشاه را که به غضب او گرفتار شد- در زندان از پا درآورد.

خون‌خواهی پدرِ روح‌الامینی، خاطره خون‌خواهی دخترِ تیمور‌تاش ، حکم حبس سعید مرتضوی

دکتر سیف الله وحید نیا در کتاب «در زیر تیغ» و در بخش مربوط به «جعفر قلی خان سردار اسعد» چنین می نویسد:

« کشور عزیزمان ایران زن می گفت بعد از شهریورِ 20 درصدد برآمدم تا با کمک بختیاریان- که تنی چند از خانواده های آنها تیز در حکومت رضا شاه به قتل رسیده بودند- به خون خواهی پدر بپردازم.

لذا ابتدا شکایتی در دادگاه مطرح کردیم و چون قاتل پدر ما و سایر مقتولین، شخصی به نام دکتر احمدی بود که زندانیان را با آمپول هوا می کُشت لذا درصدد برآمدیم تا او را پیدا کنیم و علیه او اقامه دعوی نماییم.

پس از تفحص های بسیار معلوم شد که دکتر احمدی از کشور عزیزمان ایران فرار کرده و در کربلا با لباس مبدّل، مُهر و تسبیح می فروشد.

من و برادرم – مهر پور- جهت آن که کسی از قصد ما آگاهی نیابد به عنوان معالجه چشم به فلسطین رفتیم و از آنجا به عراق مسافرت کردیم و محل دکتر احمدی را پیدا کردیم.

او دکان کوچکی داشت و با لباس مبدل و عرقچین بر سر به فروش مُهر و تسبیح اشتغال داشت.

پس از اطمینان یافتن از این امر تقاضای ملاقات با نوری سعید وزیر خارجه وقت عراق را کردیم که با پدرمان سابقه دوستی بسیار داشت.

روز دیگر به ما خبر دادند نوری سعید ما را به وزارت خارجه دعوت کرده به صرف ناهار. در ساعت مقرر به دفتر وزیر خارجه رفتیم و بلافاصله بر سر میز ناهار دعوت شدیم.

ناهار آماده بود ولی من و برادرم لب به غذا نزدیم و فقط سر سفره نشستیم. نوری سعید دو سه بار ما را به خوردن دعوت کرد تا من گفتم مشکلی داریم. اگر قول می دهید آن را حل کنید ما غذا خواهیم خورد و گرنه با کمال رضایت و امتنان شما سفره تان را ترک خواهیم گفت.

نوری سعید گفت حالا ناهار را میل کنید و بعد من خواهم شنید و در حد توان در انجام آن اقدام خواهم کرد.

من ( کشور عزیزمان ایران دخت تیمور تاش ) گفتم: اولا انجام کار ما به خوبی از دست شما ساخته هست. ثانیا هنگامی که غذا خواهیم خورد که قول مساعد گرفته باشیم!

وزیر خارجه عراق با تأکید فراوان قول همکاری داد و ما ناهار را صرف کردیم و بعد جریان را به او گفتیم.

بلافاصله دستور داد دکتر احمدی را دستگیر کنند و در مرز کشور عزیزمان ایران تحویل دهند.

پس از آن با خوانین بختیاری و مخصوصا منوچهر اسعد – برادر سردار اسعد که او نیز در زندان رضا شاهی بود ولی جان سالم به در برده بود – تماس گرفتیم و آنها در مرز خسروی ظاهر شدند و هنگامی که دکتر احمدی را مأمورین دولت عراق به مرز آوردند همگی به اتفاق او را به پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافته کردند. دکتر احمدی در پایتخت کشور عزیزمان ایران محاکمه و با دلایل قاطعی که درمورد خلاف کاری های او در دست بود محکوم به اعدام گردید و حکم راجع به او به اجرا درآمد.»

* منبع خاطره همان است که در متن آمد ولی نویسنده این سطور اول بار این خاطره را در ذیل مقاله ای با عنوان «در صحبت با کشور عزیزمان ایران دخت تیمورتاش» به قلم دکترهوشنگ ساعدلو در فصلنامه « نقد و بررسی کتاب فرزان» – خاص نوروز 1383 خوانده است.

اخبار اجتماعی – عصر ایران/ مهرداد خدیر

واژه های کلیدی: ایران | زندان | ناهار | زندانی | عذرخواهی | سعید مرتضوی | وزارت خارجه | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs